الشيخ محمد هادي معرفة
8
ولايت فقيه (فارسى)
پيشگفتار مسألهء « ولايت فقيه » كه امروزه در سطحى گسترده مطرح گرديده ، پرپايهء « حكومت اسلامى » استوار است . اسلام كه يك شريعت الهى است ، آيا با مسائل سياسى در ارتباط مىباشد ؟ پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله كه به مسائل سياسى مانند تشكيل امّت و تأسيس دولت و نظام پرداخته است ، آيا سياست او ، از مقام نبوّت وى برخاسته ، يا آنكه چون مردم او را شايستهء رهبرى يافتند ، او را براى حكومت خويش برگزيدند ؟ ولايت فقيه ، بر فرض نخست مبتنى است ، و از اينرو ، د امتداد ولايت پيامبر و امامان معصوم قرار گرفته است . و اين ولايت - به مفهوم سياسى آن - همان زعامت و رهبرى سياسى است ، كه مسؤوليّت تأمين مصالح امّت ، و تضمين اجراى عدالت را ، بر عهده دارد . اين مسؤوليّت ، در دوران حضور ، بر عهدهء شخص معصوم بوده ، و در عصر غيبت بر عهدهء فقيه جامع الشرائطى است ، كه شايستگى رهبرى را دارا باشد . اكنون اين پرسش پيش مىآيد ، كه آيا اين منصب ( يا عهده دارى مسؤوليّت سياسى ) در عصر غيبت ، يك امر انتصابى است ، همانگونه كه در عصر حضور بوده ، يا اينكه مردم نيز در آن سهمى داشته ، و در انتخاب رهبر سياسى نقش دارند . و اين نقش تا كجا است ؟ خلاصه آنكه مردم محكوماند تا ولايت فقيه را بپذيرند ، يا حق انتخاب دارند ؟ در پاسخ اين سؤال ، نخست بايد گفت : اسلام دين سياست است ، زيرا اسلام يك نظام است ، كه براى تنظيم حيات اجتماعى و زيست مسالمتآميز انسان عرضه شده و هدف آن ، تأمين سعادت و رسيدن به كمال انسانى است . سعادت هر دو جهان ، دنيا و آخرت .